تبليغاتX
•بـــدون ســــــانســــور•

•بـــدون ســــــانســــور•

برای بالا بردن آمار خود از لینک باکس جادویی بدون سانسور استفاده نمایید

 همه چیز رو ردیف کرده بودم برای یک س+ک+س بی سابقه

بابا و مامانم رو فرستادم خونه ی خاله و عمّه

خونه برای س+ک+س با دوست دخترم  آماده ی آماده بود 

حساب همه چی رو هم کرده بودم

رفتم دنبال دوست دخترم

دیدم زودتر از من ، جایی که باهم قرار گذاشته بودیم ؛ منتظرمه

خدائیش دختر پایه ایه

خیلی دوسش دارم

من و اون وقتی همدیگرو دیدیم ، آروم و قرار نداشتیم

تو ذهن من فقط یه چیز میگذشت

اونم این که وقتی رفتیم خونه چطور ....

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 18:30 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
می‌گویند الکس فرگوسن سرمربی منچستریونایتد هیچگاه برای این تیم کهنه نمی‌شود چون همیشه تازه می‌ماند. انگار فردوسی‌پور هم همیشه نو است و کهنه نمی‌شود.
از روزی که تلفن همراه آمده او شماره تلفنش را عوض نکرده و با وجودی که این شماره نزد خیلی‌ها لو رفته ولی هیچگاه آن را عوض نکرده است چون او با این تلفن معمولا نظرات افکار عمومی در مورد برنامه‌اش را می‌فهمد. برنامه‌اش رکورددار SMS است. عادل، پول خوبی دوشنبه شب‌ها به جیب مخابرات می‌ریزد و از این طریق ثابت می‌کند که نزدیک 25 میلیون بیننده تلویزیونی دارد! فوتبال پدیده قرن ماست و وقتی این بازی انجام می‌شود سوالاتی در ذهن بیننده تلویزیون ایجاد می‌شود که باید به این سوالات پاسخ داد. برنامه نود وظیفه دارد که این سوالات را جواب بدهد. فردوسی‌پور به عنوان یک تهیه‌کننده، یک مجری و یک برنامه‌ساز موفق توانسته در مدت کوتاهی جای این برنامه را در سیما و در قلب فوتبال‌دوستان باز کند.

شماره کفش او 45 است طوری که وقتی روی پدال ترمز قرار می‌گیرد احتمالا پدال گاز و کلاچ را هم فشار می‌دهد! خودش......

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:55 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

چند سال پیش برای ماموریتی به یک سایت نفتی در خوزستان رفته بودیم. ظفرخان هم به عنوان دستیار آمده بود و یکی دو نفر دیگر هم بودند. یک مرحله از کاری که باید انجام می‌دادیم را انجام دادیم و چون تا مرحله‌ی بعدی حدود سه روز فرصت داشتیم گفتیم برویم اهواز و ظفرخان هم در محل بماند تا در صورتی که کارفرما کاری داشت کمک کند. قبل از رفتن به ظفرخان گفتم: «ظفرخان ما حدود سه روز نیستیم، دستگاه‌ها هم همه آماده هستند فقط دستگاه xxx را یک‌بار آزمایش کن (Function Test) اگر موردی بود حتما اطلاع بده. ما اهواز هستیم و تا این‌جا فقط یک ساعت فاصله است.»

ما رفتیم و توی آن سه روز یکی دوباری هم با ظفرخان تماس داشتم و او هم طبق عادتش همیشه می‌گفت:‌«الحمدلله، ماشاءالله، همه چیز خوب و مرتب است، همه چیز تحت کنترل است». و من هم خیالم راحت بود. عبارت دقیقی که با لهجه‌ی پاکستانی می‌گفت این بود:

Alhamdull’allah, masha’allah, everything is in excellent condition!!

روزی که به سایت نفتی برگشتیم و دیگر باید آماده می‌شدیم تا مرحله‌ی دوم ماموریت را انجام دهیم ظفرخان آمد جلو. پرسیدم ظفرخان اوضاع خوبه دیگه؟

- بله! الحمدالله ماشاءالله همه چیز مرتبه! همه چیز خوبه، هیچ مشکلی هم نیست. فقط این دستگاه xxx کار نمی‌کنه!

آن روز رسما بیچاره شدیم، چون زمان کافی برای تعمیر و راه‌اندازی دستگاه نمانده بود، اما این موضوع به سرعت تبدیل شد به یک شوخی بزرگ و افتاد توی دهان همه‌ی همکارها و هر بار هم همه این‌قدر از ته دل می‌خندیدند که اشک توی چشم‌هایشان حلقه می‌بست. هر جا می‌رفتیم و از هر کسی می‌پرسیدیم اوضاع چطوره، بر می‌گشت خنده‌ی شیطنت‌آمیزی می‌کرد و از فرصت استفاده می‌کرد تا بگوید:

- الحمدالله ماشاءالله همه چیز مرتبه! همه چیز خوبه، هیچ مشکلی هم نیست. فقط رئیس مرد!

یا مثلا...........

حتما روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 9:10 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟

برای دیدن این عکسهای خطای چشم به صورت کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 8:23 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
نويسنده مسيحي كتاب «حسين در انديشه مسيحي»:
اگر امام حسين(ع) از ما بود، در كل زمين براي او منبر و پرچم برمي‌افراشتيم
نويسنده مسيحي كتاب «حسين در انديشه مسيحي» در مصاحبه با روزنامه الدار كويت گفت: اگر امام حسين(ع) از ما بود، در تمام زمين براي او منبر و پرچم بر مي‌افراشتيم و مردم را با نام حسين(ع) به مسيحيت فرا مي‌خوانديم.
«انتوان بارا» در مورد عشق به امام حسين (ع) گفت: آيا انساني يافت مي‌شود كه چنين شخصيت نمونه‌اي كه تاكنون در هيچ ديني شبيه او متولد نشده‌است را دوست نداشته باشد؟ او سومين مشعل‌دار اسلام بعد از جدش پيامبر مصطفى(ص) و پدرش امير المؤمنين(ع) است و در حفظ و پاسباني از عقيده‌اش، خود را فدا كرد.

وي سخنان پيامبر درباره امام حسين(ع) را بهترين توصيف در شناخت مقام و منزلت ايشان ذكر كرد و به اهداف قيام عاشورا، مظلوميت اباعبدالله(ع) و خاندان پيامبر در صحراي كربلا پرداخت و گفت: فرياد حسين(ع) در روز عاشورا كه «هل من ناصر ينصرني» مرا بخود مي‌لرزاند..............
برای دیدن عکس ها و اس ام اس های ماه محرم روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:16 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

البته آنچه مسلم و مبرهن است هنر خریدنی نیست و هر قدر هم دستمزد هنرمندان بالا باشد در نسبت تعداد فیلمهایی که در سال کار می کنند و مدت انجام فیلم خیلی چشمگیر نیست عمرا هم به درآمد بازگران فوتبال نمی رسه اما خوب توش پول درشت و تپل هم است مثل جناب گلزار عزیز با درقرارداد معلق و یا منعقد هفتاد میلیون تو مانی رکورد دستمزد رو زد. اما این قصه ماجرا هایی دارد که بنده صرفا قصد دارم بخشی از اونها رو عرض کنم در ادامه مطلب دستمزد برخی از هنرمندان رو  ملاحظه  می فرمایید:

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 12:55 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
ناصر صبوري: بعضي از اين آقايان دزد(!) واقعا بي‌معرفت و فرصت‌طلب هستند و با كوچك‌ترين فرصتي كه به دست مي‌آورند با سرقت اموال مردم طومار زندگي آنها را در هم مي‌پيچند.
اخبار رسيده حاكي از آن است كه چند نفر از اين سارقان فرصت طلب كه ظاهرا كمي تا اندازه‌اي هم به فوتبال علاقه دارند، با اطلاع از اين كه عادل خان فردوسي‌پور از اواخر روز دوشنبه با حضور در صداوسيما برنامه معروف نود را اجرا خواهد كرد، از اين فرصت سوءاستفاده كرده و با ورود به آپارتمان وي در غرب تهران و سرقت اموال، مجري تلويزيون را به دردسر انداخته ايد.

عادل خان قصه ما وقتي متوجه شد اموالش به تاراج سارقان رفته..........

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 8:34 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم

دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو

روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم

پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد .

در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید

از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که

شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم...............

برای خواندن راز این نامه عجیب روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:21 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

نیمه شب پسر جوانی در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختر شاهزاده وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به جوان بیچاره اشاره کرد که ساکت باش....
برای خواندن این داستان و نیز داستان های خواندنی دیگر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 19:23 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

برای خواندن این مطالب جالب و زیبا روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 9:4 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

دختر نوجوان بریتانیایی که خود را یک سگ خانگی توصیف می کند، بدون قلاده ی سگ بر گردن هیچ جا نمی رود. وی که تاشا نام دارد، از این که قلاده بر گردن همراه نامزدش به گردش می رود احساس افتخار می کند. وی که دانشجوی رشته ی فن آوری موسیقی است در این رابطه می گوید: "من معمولا مانند یک حیوان رفتار می کنم و زندگی را سخت نمی گیرم". وی هیچ وقت در خانه آشپزی یا نظافت نمی کند و به همین دلیل که یک حیوان خانگی است، هیچ وقت بدون نامزدش دنی، بیرون نمی رود.البته این مساله مشکلاتی را هم برای این زوج پدید آورده است. ماه پیش بود که آنها می خواستند سوار اتوبوس بشوند، اما راننده ی اتوبوس پیرهن نامزد دختر، تاشا را گرفت و اون را هل داد. بعدش هم به اونها توهین کرد و دخترک را یک "سگ" خطاب کرد. البته اونها هم ساکت ننشستند و به راننده اتوبوس گفتند "تو یک خوک فاشیستی". این تنها مرتبه ای نبود که راننده های اتوبوس به این زوج اجازه ی سوار شدن به اتوبوس را به خاطر وضع ظاهریشون ندادند. به همین خاطر اونها علیه شرکت اداره کننده اتوبوسها به جرم تبعیض شکایت کرده اند. این زوج هم اکنون با کمکی که دولت به آنها می کند و در خانه ای که دولت به آنها داده است با هم زندگی می کنند و...........

برای دیدن مطلب کامل همراه با عکس روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 8:50 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |